روزهای من مثل روزهای همه مردم روی زمین پر شده از خنده ها٬ غصه ها٬ بی خیالی ها و عصبی بودن ها...به خودت میگی :ببین فلانی رو هی حرص خورد چه بلایی سرش اومد٬ ببین دنیا به هیچ کس وفا نکرده ...پس بی خیال ولی دو قیقه نگذشته آلزایمر دارین شما؟؟؟!!
امروز باید می رفتم پیش دکتر چشم پزشکم تا کاغذی رو امضاء کنه٬ بلکه ما هم از این بیمه استفاده کنیم و پول لنزی رو که گرفتم٬ بیمه پرداخت کنه!!!( خیر سرمون بیمه تکمیلی هستیم و ماهی چقدر از حقوق آیدین بیچاره کم می کنن!!)
آخه من نمی دونم کسی یا جایی که اینهمه ادعا داره چرا خودش کارش درست نیست!!؟؟ این بیمه کاغذی تحت عنوان فرم تهیه لنز نداره و فرم تهیه عینک رو بجای اون می ده!! نسخه خود دکتر هم قبول نیست ! حتما باید تو فرم کذایی خودش باشه!!
آقای دکتر توی قسمت نتیجه معاینه شماره چشم رو نوشت و مبلغی رو که بابت لنز داده بودم ! مهر و امضاء!! از مطب بیرون اومده بودم که آیدین زنگ زد و گفت: جای محل تهیه رو هم امضاء کرد؟؟ گفتم: هر دو رو یه جا نوشت!!
نه! نمی شه! باید مبلغ رو تو قسمت محل تهیه عینک بنویسه!!
من: من دوباره روم نمی شه برم بگم!!
اون: باید اون قسمت رو هم بنویسه....حالا خودت می دونی!!
من: اصلا فدای سرم!
خلاصه کلی غر زدم٬ به زورخودم٬ برگشتم! حالا منشی می گه اینجا نوشته عینک! مگه ما به شما عینک فروختیم!! ای خدا...حالا شما این پایین هم بنویسین!! آقای دکتر قبول نمی کنن!!
آقای دکتر قبول کردن!! ولی من کلی الکی حرص خوردم!!
عصر هم کلی غر به جون آیدین زدم!
اون هم گفت : چرا با من بحث می کنی! به من چه !! قبول نمی کنن!
حرف من اینه: آقا آیدین من می دونم تو نمی تونی کاری انجام بدی٬ ولی می تونی بگی: آره ٬تو راست می گی!
پ.ن: شاید به نظر خیلی ها این یه عقده باشه که بخوای بقیه باهات هم رای باشن ولی نه این یه حقیقت !! زن ها نیاز به این هم رایی دارن! ( پس لطفا نصحیت نه)