Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زندگی شیرین می شود  چاپ
تاریخ : جمعه 16 فروردین ماه سال 1387

از فردا زندگی دوباره به روال عادی خودش برمی گرده.

تعطیلات هم تموم شد. تعطیلات من هم همراه بود با دو تا سفر یکی به جنوبی ترین نقطه ایران یعنی چابهار و دومی سفر به سرزمین خاطرات کودکی٬ یعنی تبریز و آذربایجان. پس از مدتها کنار مادر بزرگ و پدر بزرگ بودن چه لذتی داشت. پله ها رو دو تا یکی بالا دوییدم و با صدای بلند گفتم: سلامممممممم من اومدم!!!

مادر بزرگ شمعدونی های پر گلش رو بهم نشون می داد و من با ذوق و شوق و با بوییدن اونها کودکی ام رو دوباره ملاقات کردم! لذتی که بردم واقعا وصف نشدنی٬ پس با جمله های ناقصم خرابشون نمی کنم ...

از سال جدید  قول دادم دختر خوبی باشم و آیدین رو کمتر اذیت کنم! تا حالا که به قولم وفا کردم از این به بعدش هم خدا به خیر بگذرونه!!